×
سرخط خبرها

سقای جبهه ها، به یاران شهیدش پیوست

  • کد نوشته: 23921
  • ۰۱ مرداد ۱۴۰۴
  • 41 بازدید
  • ۰
  • غدیر خبر؛ حاج حسن جوشن، رزمنده‌ای که ۷۸ ماه در خط مقدم جبهه‌ها ماند تا تشنگی دل و جان رزمنده‌ها را با چای و لبخندش آرام کند، امروز در حالی دیده از جهان فروبست که نسل‌های جوان هنوز قصه‌های خاموشی، تواضع و وفاداری‌اش را از رفقای شهیدش می‌شنوند

    سقای جبهه ها، به یاران شهیدش پیوست
  • خداحافظ سقای بی‌نام‌ونشان جبهه‌ها

    .

    به گزارش پایگاه خبری غدیر خبر؛ در کوچه‌ پس‌کوچه‌های رشت، هنوز صدای سینی چای حاجی، میان زمزمه‌ دعاها و خاطرات رزمنده‌ها گم نشده. مردی که زندگی‌اش را در سکوت گذراند و رفتنش موجی از اندوه در دل همرزمانش به پا کرد؛ حاج حسن جوشن، رزمنده‌ای که نفس‌نفسش با جبهه‌ها گره خورده بود، امروز به رفقای شهیدش پیوست.

    پیش از انقلاب؛ نان حلال، زندگی ساده، دل بزرگ

    حاج حسن جوشن، در یکی از محله‌های قدیمی رشت، در خانواده‌ای مذهبی و زحمت‌کش دیده به جهان گشود. کودکی‌اش با سختی و سادگی آمیخته بود. از همان نوجوانی، اهل مسجد و هیئت بود و پیش از آن‌که انقلابی باشد، مرد صفا و اخلاص بود. شغلش ساده بود؛ کارگری، خیاطی، و گاه دست‌فروشی برای کمک به خانواده. اما دلش پرشور بود.در سال‌های طاغوت، وقتی شب‌نامه‌ها را در تاریکی پخش می‌کرد یا در جلسات مخفیانه‌ی انقلابیون شرکت می‌کرد، هنوز کسی او را نمی‌شناخت؛ اما همان‌جا بود که جوانک خوش‌اخلاق و کم‌حرف، دل در گرو امام گذاشت. دوست داشت امام خمینی را ببیند، برای همین هر شب که نوار سخنان امام در خانه‌ها پخش می‌شد، اشک در چشم داشت.

    روزهای انقلاب؛ شور خیابانی، ترس از ساواک، امید به فردا

    با اوج گرفتن نهضت، حاج حسن از فعال‌ترین چهره‌های محلی شد. بارها و بارها در تظاهرات خیابانی رشت شرکت کرد. می‌گفت: «اگر ما نترسیم، این انقلاب پیروز می‌شه». بارها توسط نیروهای شهربانی تهدید شد، یک‌بار هم دستگیرش کردند، ولی هر بار با صبر و لبخند برگشت. در روز ۲۲ بهمن ۵۷، وقتی نظامیان پادگان لاکان رشت تسلیم شدند، او جزو اولین کسانی بود که پرچم شاه را پایین کشید و با فریاد «الله اکبر» به آینده لبخند زد.

    دوران دفاع مقدس؛ سقای لشکر ۲۵، مرد بی‌ادعا

    وقتی صدای توپ‌ها از خوزستان بلند شد، هنوز لباس انقلابی‌گری‌اش را درنیاورده بود که لباس خاکی بسیج را پوشید. راهی جبهه شد، بدون بدرقه و بدون نام. بیش از ۷۸ ماه، یعنی شش سال و نیم، در جبهه ماند. نه برای پاداش رفته بود، نه درجه و نه شهرت. او رفت که باشد؛ در خط مقدم، در سنگرها، در شب‌هایی که ترس و تنهایی در دل رزمنده‌ها می‌لرزید.در لشکر ۲۵ کربلا، به «سقای رزمنده‌ها» مشهور شد. در اغلب عملیات‌ها، از والفجر ۸ تا کربلای ۵، با کتری و قمقمه بین بچه‌ها می‌گشت. چای می‌ریخت، خرما می‌داد، اما بیشتر از همه دلگرمی می‌بخشید. بعضی‌ها به شوخی می‌گفتند: «اگر حاج حسن اون شب نیاد، عملیات نمی‌گیریم!»یک بار در منطقه فاو، وقتی گلوله‌ای در نزدیکی‌اش منفجر شد، لب‌هایش زخمی شد؛ اما باز هم قمقمه‌اش را رها نکرد. گفت: «تا بچه‌ها تشنه‌ان، من کار دارم».

    پس از جنگ؛ خاموش، بی‌توقع، زنده‌دل

    بعد از پایان جنگ، حاج جوشن برگشت به رشت. نه دنبال حقوق ایثارگری رفت، نه مصاحبه‌ای کرد. حتی تا مدت‌ها، همسایه‌هایش نمی‌دانستند که او بیشتر از هفت سال در جبهه بوده. وقتی از او درباره مدرک ایثارگری می‌پرسیدی، می‌گفت: «رفقا رفتن؛ من هنوز هستم، همین بسه».با همان صفای قبل، در مسجد محل بود، در هیئت‌ها، در مراسم شهدا. هرسال در اربعین، مراسم ساده‌ای می‌گرفت برای شهدای گمنام. اما بزرگ‌ترین افتخارش، پیاده‌روی به مرقد امام خمینی بود. ۲۷ بار این مسیر را پیاده رفت. با پای ورم‌کرده، با زانویی که دیگر نای نداشت. اما می‌گفت: «باید برم، اون‌جا قراری دارم با روح امام».

    سال‌های آخر؛ عیادت‌ها، تجلیل‌ها، آرامش

    در سال‌های اخیر، که ضعف جسمی به سراغش آمد، دیگر کمتر در محافل بود؛ اما هر وقت عیادتی می‌شد، خانه‌اش پر از نور می‌شد. استاندار، فرمانده سپاه، نماینده ولی‌فقیه، همه برای دیدنش آمدند. نه از سر تشریفات، که از سر ارادت.در یکی از دیدارها، آیت‌الله فلاحتی در کنارش نشست و گفت: «شما افتخار ما هستید؛ نسل شما بود که ما را نگه داشت». حاجی فقط لبخند زد و گفت: «ما کاری نکردیم، این انقلاب، مال خون رفقاست».

    رفتنِ آرامِ مردی بزرگ

    روز، سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۴، خبر رسید که حاج حسن جوشن، پیر جبهه‌ها، رزمنده خاموش و دلسوز، دعوت حق را لبیک گفته است. دلی آرام گرفت که سال‌ها برای بچه‌های جبهه تپید. مجاهدی که هیچ‌گاه برای خودش نزیست، رفت تا در جوار یاران شهیدش آرام گیرد.

    نماینده ولی‌فقیه در گیلان، در پیام تسلیت خود نوشت: «روحت با شهدا محشور، یار انقلاب، مرد خدمت و اخلاص، نامت تا همیشه در تاریخ این دیار خواهد ماند».

    《مدیریت و همکاران غدیر خبر؛ ضمن عرض تسلیت و همدردی با خانواده محترم این پدر گرانقدر، از خالق مهربان، خواستار علو درجات برای روح پر فتوح این عزیز از دست رفته و صبر و شکیبایی برای بازماندگان محترم می باشد.》

    منبع: ایثار گیلان
    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *